تبليغاتX
(**tayner**)

اگر مردم مرا نشناسند غصه نخواهم خورد ولی اگر من مردم را نشناسم افسرده خواهم شد

بازگشت شایان
دوباره وبلاگمو در چند روزه آینده تاسیس میکنم.
ناراحتین یا خوشهال

|+| نوشته شده توسط شایان در یکشنبه دهم شهریور 1387 ساعت 19:30 |
زندگینامه شایان
سلام
اسمه من شایام نیست من مایکل هستم.
اسمه شایانو خواهرم روم گذاشت ولی اسمه اسلیمو پدر بزرگم گذاشت مایکل.
اینبار زندگی نامه خودمو گذاشتم امیدوارم بفهمید که من چقدر رنج کشیدم.

نام:شایان
متولد سال:۱۳۷۱
محل:تهران
رنگ مورد علاقه:سبز
هنر پیشه محبوب:ال پاچینو

من پولدارم ولی خوشبخت نیستم این مهمه نه پول.
من در تهران به دنیا آمدم و در ۶ سالگی پدرم مرد و در ۱۰ سالگی عمو من به تهران اومد و ما رو به نییورک برد در ۱۳ سالگی مادرم تو سالمندان مرد. اون زنه
سالخورده ای بود و من الان پیشه عموم هستم.من و عموم مادرمو به تهران آوردیم
وهمینجا خاکش کردیم.
و جمعه همین هفته به نییورک میریم.
من دیگه به تهران نمییام میریم آمریکا میریم به جایی که آزادی هست.
من عاشق یک نفر یودم اون هم آرزو که اون هم منو ترک کرد.


این عکس نییورک هست . جایی که مردم آزادن
این آپ آخره من دیگه اینجا نمییام متاسفم دلم براتون تنگ میشه.
فکر کنید من مردن و رفتم تو بهشت(نییویورک)

من همیشه دوست داشتم وقتی پیر میشم یک باغ تو کالیفرنیا داشته باشم
و همین کارو هم میکنم.
یک باغ که توش کشاورزی کنم .کنار درخت بشینم و به محصول کشتم فکر کنم
آره همینه.
من اینو میخام و هیچ زنی نمیخام بگیرم.
من گل و گیاه رو دوست دارم.



این فضارو من دوست دارم.
من غلط املایی خیلی دارم ولی من ایرانی نیستم.
تو هفته نظراتونو میخونم.
.
.
.
.
.
.


بای

|+| نوشته شده توسط شایان در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 15:16 |
همفری بوگارت
سلام ببخشید تو این چند روز نبودم شاید چند هفته نبودم.از شما میخوام
که منو ببخشید.
من زندگینامه ای رو به دلخواه انتخاب میکنم و برای شما به نمایش میزارم.
شاید من زندگینامه ای رو میزارم که شما دوست ندارید.به همین دلیل از
شما میخوام که درخاست زندگینامه بدهید.امروز براتون زندگینامه همفری
بوگارت رو گزاشتم.



از صاحبدلی پرسیدند:سخاوت بهتر است یا شجاعت؟
گفت ان را که سخاوت است حاجت به شجاعت نیست.

همفری بوگارت در ۲۵ دسامبرسال ۱۸۹۹ در نیویورک به دنیا آمد.مادرش نقاش بود و پدرش یک پزشک مشهوربه نام "بلمونت بوگارت" .

اوبه همراه دو خواهر کوچکترش در منطقه ای در نیویورک زندگی راحتی داشتند.

همفری بوگارت در سال ۱۹۱۸ پس از طی یک دوره آموزشی در آکادمی اندوور در"ماساچوست" به نیروی

دریایی پیوست  و در زمان جنگ به منطقه ای به نام "لویاتان" اعزام شد،  در همین جا بود که زخم مشهور گوشه

راست لب بالایی او بر چهره اش نشست و برای همیشه یکی از شاخصه های چهره او شد.

کار بوگارت در سینما به آرامی آغاز شد او پس از ترک کردن نیروی دریایی کار خود را با تئاتر آغاز کرد.

او پس از بازی در نمایش های متفاوتی همچون "عصبی" و"سر به فلک کشیده" و بازی در نقش های بسیار

کوچک در چند نمایش از دنیای تئاتر خداحافظی کرد و به گوشه ای خلوت رفت تا زندگی آرامی را پشت سر

بگذارد، اما در سال ۱۹۳۴ آرتور هاپکینز کارگردان و تهیه کننده تئاتر به سراغ او رفت و به او پیشنهاد داد تا

در نمایشی به نام "جنگل وحشت" نوشته رابرت شروود بازی کند.

نقش پیشنهادی شخصیتی بسیار متفاوت و غریبی بود، بازی در این نقش ستاره بخت بوگارت را بیدار کرد و

نبوغ او را در بازیگری به همگان نشان داد.

موفقیت این نمایش برادران وارنر را مصمم ساخت که از روی آن فیلمی بسازند آنها ابتدا"ادوارد جی رابینسون"

را برای این نقش انتخاب کردند اما باز هم شانس با همفری یار بود و برادران وارنر او را برای بازی در این

نقش برگزیدند.همفری بوگارت در این فیلم ظاهر شد و به همه ثابت کرد که می تواند در سینما هم با همان قدرت تئاتر ظاهر شود.

نقش اول فیلم "شاهین مالت" به او پیشنهاد شد، بوگارت در این فیلم با تلفیق حس های خشونت، جدیت، صداقت

و عشق توجه همگان را به خود جلب کرد و نام خود را به عنوان بازیگری توانا به ثبت رساند.

موفقیت او به حدی بود که عوامل فیلم عشقی - جنگی "کازابلانکا" او را برای بازی مقابل اینگرید برگمن در نظر

بگیرند. بازی این دو ستاره در کنار هم باعث شد فیلمی شکل بگیرد که همچنان به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما

باشد.فیلم در سال ۱۹۴۳ اکران شد و تماشاگران بی شماری را در تمامی نقاط به سینما کشاند.

"کازابلانکا" اسکار بهترین فیلم، بهترین فیلم نامه، بهترین کارگردانی را نصیب صاحبان آن کرد و نامزدی اسکار را برای بوگارت به ارمغان آورد.

بازی بعدی او در فیلمی براساس داستان ارنست همینگوی به نام "داشتن و نداشتن"، وارنرها را بر آن داشت تا

با عقد قراردادی آینده مالی او را تضمین کنند قراردادی برای ۱۵ سال هر سال یک میلیون دلار.

پس از آن و بعد از بازی در چند فیلم معمولی  بوگارت در فیلم "ملکه آفریقایی" ظاهر شد، و مهارتش در بازیگری

را به اثبات رساند. او با بازی در این فیلم توانست رقیبی سرسخت به نام "مارلون براندو" را که در فیلم "اتوبوسی به نام هوس" بازی کرده بود، عقب بزند و اسکار بهترین بازیگر مرد را از آن خود کند.

او پس از گرفتن اسکار گفت : "بهترین راه نگهداری اسکار این است که هیچ گاه به دنبال اسکار بعدی نباشی".

هر چند که او بعد از بازی در چند فیلم باز هم نامزد اسکار شد.

از سال ۱۹۵۷ به بعد بوگارت بسیار کم  بر پرده سینما ظاهر شد، مبارزه بی امان او با سرطان مری علی رغم

جراحی های بسیار رو به فزونی گذاشت، سرطان گسترش یافت و در آغازین ساعات صبح دوشنبه ۱۴ ژانویه

۱۹۵۷ نبرد همفری بوگارت با پیروزی سرطان پایان یافت.

" لورن باکال" بازیگر و همسر چهارم او به همراه "جان هیوستون" و عده ای دیگر مراسم با شکوهی برای او  ترتیب دادند.

 

 

                                                            Humphrey Bogart 1899-1957  

 

|+| نوشته شده توسط شایان در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 20:9 |
جک نیکلسون

مرد شیطانی 

  ذهن متعصب همانند مردمک چشم است،
هرچه بیشتر نور بر ان بتابد تنگ تر خواهد شد.



«جان جوزف نيكلسون» 22 آوريل 1937 در نيوجرسي آمريكا متولد شد. پدرش كار نقاشي دكور مغازه ها را انجام مي داد و مادرش متخصص زيبايي و پوست بود.
جك و دو خواهرش هيچ گاه حضور پدر را از نزديك حس نكرده بودند و همه مسؤوليت آنها بر عهده مادرشان بود. از كودكي خوب مي توانست مردم را بخنداند. در كنار درس ورزش مي كرد و به بازيگري هم علاقه داشت و توانست بهترين بازيگر مدرسه لقب بگيرد.
جك پس از پايان تحصيلات با راهنمايي خواهرش به لس آنجلس رفت و در كمپاني «MGM» به عنوان پادو مشغول به كار شد. در ضمن، اجازه داشت در اغلب صحنه هاي فيلمبرداري حضور داشته باشد و دنياي بازيگري را از نزديك حس كند.
جك جوان در اين دوران الگوهايي چون «جيمزدين» و «مارلون براندو» داشت و «همفري بوگارت» را هم به خاطر بازيهايش ستايش مي كرد.
اولين تجربه كارگرداني جك فيلم «Drive He said» نام داشت كه به خاطر مديريت نامنظم و موانع زيادي كه بر سر راهش قرار گرفت، ناموفق ماند. اين فيلم از سوي ديگر به خاطر مسايل سياسي نيز با انتقادهاي تند زيادي مواجه گرديد و همين مسأله جك را نسبت به كارگرداني مأيوس كرد.
بعد از اين تجربه نيكلسون 34 ساله پيشنهاد بازي در «پدر خوانده» فورد كاپولا را نپذيرفت. وي درباره رد اين پيشنهاد گفت: در فيلم هيچ صحنه اي براي بازي او در مقابل «مارلون براندو» در نظر گرفته نشده است و در ضمن عقيده داشت كه اين نقش را بايد يك ايتاليايي بازي كند. او در عوض در فيلم «آخرين پولدار» بازي كرد و بعد از حضور در اين فيلم با «جان هيوستون» آشنا شد.
همين مسأله باعث شد جان هيوستون مدتي بعد نقش دوم فيلم «محله چيني ها» را بپذيرد و در اين فيلم با نيكلسون همبازي شود. جك در «محله چيني ها» نقش يك كارآگاه را داشت كه جريان پيگيري يك قتل مرموز را در سال 1930 بر عهده مي گيرد. «محله چيني ها» در 1974 به نمايش درآمد و يك اثر فوق العاده زيبا لقب گرفت. منتقدان و مردم از فيلم استقبال كردند و فيلم در 11 رشته براي دريافت جايزه اسكار نامزد شد.
نيكلسون در 1975 در «ديوانه اي از قفس پريد» بازي كرد و موفق شد يكي از بهترين نقشهاي تاريخ بازيگري اش را خلق كند. بعد از نمايش فيلم بسياري از منتقدان سينما معتقد بودند او دراين نقش بيش از هر وقت ديگري به شخصيت واقعي اش نزديك شده است. «ديوانه اي از قفس پريد» در 5 رشته نامزد دريافت اسكار شد و جك نيكلسون به خاطر حضور موفق در اين فيلم توانست نخستين جايزه اسكارش را دريافت كند.
نيكلسون در سال 1976 به آرزوي ديرينه اش رسيد و در «ميسوري مي سوزد» با «مارلون براندو» همبازي شد. او سعي داشت از اين همكاري نهايت استفاده را ببرد، اما رفتارهاي نامناسب «براندو» اين اميد او را نقش برآب كرد. جك در مصاحبه اي گفته بود: «براندو هيچ يك از ديالوگهايش را حفظ نمي كرد و آنها را از روي يادداشتهاي بزرگ كنار دوربين مي خواند.» اين فيلم به نمايش درآمد و شكست خورد. در همين سال نيكلسون 39 ساله در فيلم «آخرين مأموريت» اليا كازان در كنار «رابرت دنيرو» و «رابرت ردفورد» حضور پيدا كرد. جك همزمان تصميم گرفت يك بار ديگر كارگرداني را تجربه كند.
اين بار «سفر به جنوب» را كارگرداني كرد و باز هم نتوانست در كارش موفق باشد.
كار بعدي او بازي در فيلم «درخشش» «استنلي كوبريك» بود. فعاليت 10 ماهه براي ساخت «درخشش» جك را خيلي خسته كرد. بنابراين تصميم گرفت بعد از بازي در «پستچي همواره دو بار زنگ مي زند» دو سال استراحت كند.
دو سال بعد در 1982 جك در «Terms of Endearment» با كارگرداني «جيمز ال بروكس» كار كرد و موفق شد دومين اسكارش را براي نقش دوم اين فيلم دريافت كند. بلافاصله بعد از اين كار با «آنجليكا هيوستون» در يك كمدي مافيايي حضور پيدا كرد و بار ديگر توانست با «جان هيوستون» همكاري داشته باشد.
جك در 1989 بازي در نقش شوكر را براي فيلم «بتمن» پذيرفت. نيكلسون با حضور در اين فيلم توانست توجه نسل جوان را نيز به بازي اش جلب كند. همكاري مجدد او با «تيم برتون» به توليد فيلم پر فروشي منجر شد كه به تعداد طرفداران خودش هم افزود.
اين مسأله به همه ثابت كرد كه جك مي تواند در هر نقشي حضوري موفق داشته باشد. او براي حضور در اين فيلم 6 ميليون دلار دستمزد گرفت و فيلمش هم در مجموع 60 ميليون دلار فروش كرد.«جك نيكلسون» سپس كارگرداني فيلم ديگري را آغاز كرد كه البته كارهاي آن از 5 سال قبل شروع، ولي به دليل پاره اي مشكلات متوقف شده بود.
فيلم ناموفق «هاپا» به كارگرداني «دني دوبيتو» فيلم بعدي جك بود، اما بازي در «چند مرد خوب» در كنار «تام كروز» بار ديگر او را به اوج نردبان ترقي برد.نام «جك نيكلسون» در دسامبر 1996 بر سنگفرش خيابان هاليوود نوشته شد و در دفتر تاريخ ثبت گرديد

|+| نوشته شده توسط شایان در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 10:47 |
دانلود اهنگ

 

دانلود ویدئو کلیپ

کیفیت بالا و حجم 12.64 Mb

کیفیت پائین تر و حجم 7.85 Mb

دانلود آهنگ

دانلود با کیفیت 128 MP3

دانلود با کیفیت 64 WMA

دانلود با کیفیت OGG

دانلود با کیفیت 32

 

ویدئو با کیفیت بالا خیلی خوبه...اسم هیچ سایت و تبلیغ و...هم روش نیس

 اگه ایرادی داشت حتما خبرم بدین تا درستش کنم


 

|+| نوشته شده توسط شایان در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 20:39 |
سلام
سلام دوستان امیدوارم تا حالا از وبلاگ من رازی بوده باشید
من تا حالا سعی کردم چیزی رو تو وبلاگم بزارم که شما
دوست داشته باشید.و از کسانی که با نظراشون
وبلاگم رو تا اینجا پیش بردن تشکر می کنم
منتظر مطلب جدیده من باشید
خدا حافظ

|+| نوشته شده توسط شایان در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:56 |
عکسهای جالب
این هم یک عکس برای دسکتاپ


**********************************************
این هم یک عکس متحرک. به نظره من قشنگه

زیبا ترین وبسایت عشقی .  با کاروان شعر و تصاویر..
                                                       
**********************************************
این هم یک عکس گربه سفید قشنگ.جالبه نه

**********************************************
این هم یک عکس ابشار





**********************************************
یک عکس ماشینه توپ.معلوم نیست چندتا رینگ داره!!!


************************************************
امیدوارم از این عکسها لذت برده باشید.
بای

|+| نوشته شده توسط شایان در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:29 |
رابرت دنیرو

رابرت دنیرو


زندگی‌نامه
رابرت دنیرو بازیگر ایتالیایی‌تبار آمریکایی در هفدهم اوت سال ۱۹۴۳ در نیویورک بدنیا آمد. بازیگری درونگراست و بازیهای تأثیرگذار او منبع الهام بسیاری از جوانان بوده‌است. خیلی زود با تیم مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کاپولا آشنا شد. این کارگردانان که همچون رابرت دنیرو اصل و ریشه‌ای ایتالیایی داشتند تصمیم بر ایجاد موجی از فیلمهای انتقادی از سیستم سرمایه داری و جو بی خیالی حاکم بر آمریکا گرفتند. علمدار این موج کاپولای کبیر بود. اما مارتین اسکورسیسی و رابرت دنیرو تیم هماهنگی از آب در آمدند. فیلم های زیادی نیز تهیه و چند فیلم نیز کارگردانی کرده است مانند داستان یک برانسکی که فیلم بسیار زیبا یی از آب در آمد این فیلم در تلویزیون ایران به نمایش در آمده است . مارلون براندو در مورد او گفته است:(به گمان من حتی خود دنیرو هم نمیداند که تا چه حد مهارت دارد.) رابرت دنيرو در كنار آرنولد شوارتزنگر تام كروز و آل پاچينو در سال 1994 براي فيلمي در كنار همديگر آماده ميشدند كه اين فيلم بنا به دلايلي هرگز به پرده نرفت.


رابرت دنیرو در جنشواره فیلم در برلین
آخرین گفت‌وگوي دنيرو درباره چوپان مهربان
راننده تاکسی
مهم‌ترین فیلمهای رابرت دنیرو را اسکورسیزی کارگردانی کرده‌است و شاید بتوان بازی دنیرو در نقش تراویس بیکل را الگویی برای کل بازیگری وی در نظر گرفت. عنوان این فیلم راننده تاکسی بود و دنیرو در نقش یک سرباز از جنگ برگشته که بعلت بیداری ذهنی و دیدن زندگی کثیف مردم قادر به خوابیدن نیست در مؤسسه تاکسیرانی مشغول بکار می‌شود و با دردمندی حاضر به مسافرکشی شبانه در محله هارلم نیویورک می‌شود. تراویس (که نقش او را دنیرو بازی می‌کند) پس از اندی متوجه فجایعی که در خیابان‌ها و در بطن مردم در جریان است می‌شود و با وجود حالت انفعالی که دارد تصمیم به برطرف کردن این مشکلات می‌نماید. روشهای او خشونت بار است و نهایتاً تنها قادر به بازگردانیدن جودی فاستر (که در سن ۱۴ سالگی نقش یک فاحشه را بازی می‌کرد) به خانه می‌گردد. حس انزوای تراویس تا مدتهای مدیدی بر بازی دنیرو سنگینی می‌کرد. البته دنیرو بازیگری چیره دست است و با ایفای نقشهای متفاوتی پس از این فیلم سعی در دور شدن از کارکتر تراویس داشت.
سایر فیلم‌ها
دنیرو برای بازی در نقش جیک لاموتا (بوکسور موفق آمریکایی در دهه ۱۹۴۰ و اواسط ۱۹۵۰)در فیلم گاو خشمگین برنده اسکار بازیگری گردید. او برای ایفای نقش جیک لاموتا ۲۵ کیلوگرم وزن اضافه کرد و ضرب المثل بازیگری گردید. فیلمهای خوب دنیرو بسیارند. روزی روزگاری در آمریکا یک اودیسه بود. شکارچی گوزن یک فیلم انتقادی محشر از جنگ ویتنام بود. بیدارشده‌ها فیلمی در مورد یک بیمار فلج ذهنی بود که دنیرو نقش او را بخوبی ایفا کرد. تنگه وحشت یک فیلم تکان دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. دنیرو برای این فیلم دندانهای خود را با اورتودنسی به هم ریخت و تنش را با جوهر گیاهی (که بعدها جذب بدن می‌شد) کلاً خالکوبی کرد تا نقش یک جنایت کار جنسی را بازی کند.دنیرو در بیش از هشتاد فیلم بازی کرده است که در زیر اسم تعدادی از آنها آمده است .
دنیرو همچنان در حال بازی در فیلم‌های مختلف است اما او نیز پیر شده‌است. جدیداً در فیلم‌های اسکورسیسی بازی نکرده‌است و در حال دست و پنجه نرم کردن با بیماری پروستات خود است.
فیلم‌شناسی


رابرت دنیرو در فیلم مخمصه
· ۱۹۶۵:
o سه اتاق در منهتن
· ۱۹۶۸:
o تبریکات
· ۱۹۷۰:
o سلام مامان!
o مامان فشنگی
· ۱۹۷۳:
o طبل را آهسته بزن
o خیابان‌های بی رحم
· ۱۹۷۴:
o پدر خوانده ۲
· ۱۹۷۶:
o راننده تاکسی
o ۱۹۰۰
o آخرین قارون
· ۱۹۷۷:
o نیویورک، نیویورک
· ۱۹۷۸:
o شکارچی گوزن
· ۱۹۸۰:
o گاو خشمگین
· ۱۹۸۳:
o سلطان کمدی
· ۱۹۸۴:
o روزی روزگاری در آمریکا
· ۱۹۸۵:
o برزیل
· ۱۹۸۶:
o مأموریت
· ۱۹۸۷:
o تسخیرناپذیران
o قلب فرشته
· ۱۹۸۸:
o گریز نیمه شب
· ۱۹۸۹:
o ما فرشته نیستیم
· ۱۹۹۰:
o رفقای خوب
o بیداری‌ها
· ۱۹۹۱:
o تنگه وحشت
· ۱۹۹۳:
o قصه‌ای از برانکس
· ۱۹۹۴:
o فرانکشتاین
· ۱۹۹۵:
o کازینو
o مخمصه
· ۱۹۹۶:
o هوادار
o خوابگردها
o موفق‌های یک شبه
o اتاق ماروین
· ۱۹۹۷:
o جکی براون
· ۱۹۹۸:
o رونین
o دم سگ را بجنبان
· ۱۹۹۹:
o این را تحلیل کن
· ۲۰۰۰:
o ملاقات با والدین
o مردان شرافت
o راکی و بولوینکل
· ۲۰۰۱:
o امتياز
o ۱۵ قيقه
· ۲۰۰۲:
o تحلیلش کن
o شهر ساحلی
o زمان نمایش
· ۲۰۰۴:
o پل سان لويس ري
o فرستاده الهي
o ملاقات با خانواده فاکرز
o داستان کوسه (گوینده)
· ۲۰۰۵:
o قایم موشک
· ۲۰۰۶:
o چوپان خوب
|+| نوشته شده توسط شایان در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 17:0 |
زندگی نامه مارلون براندو(پدرخانده)

<<من هیچ وقت شاگرد با ادبی نبوده ام >>
<<در اتوبوسی به نام هوس>>

براندو، متولد سال1924 در اوهاما، نبراسکا، قبل از بازی در "اتوبوسی به نام هوس" از الیاکازان ، در نسخه تئاتری همین فیلم ، اثر استانلی کووالسکی در برادوی ظاهر شده بود. شخصیت براندویی با این فیلم ( اتوبوسی به نام هوس) به ظهور رسید« مرد یاغی و بدوی وبی ثباتی که همه چیز را برای خود می خواست». معهذا ، رنگین نامه هایی که این کلیشه را پروبال می دادند ، نقش های متفاوت دیگری را که این بازیگر «سبک دار» ایفا کرده بود ، ندید می گرفتند


آدم افلیج مردان ( 1950 ، اولین فیلم او)
انقلابی مکزیکی در " زنده باد زاپاتا" 1952
مارک آنتونی در " جولیوس سزار" 1953
و سردسته اوباش موتورسوار در" وحشی" 1954

به یادماندنی ترین نقش او در اوایل کار در فیلم " در بارانداز 1954" بود. اینجا نیز وی نقش مردی طبعا خشن و بی ثبات را ایفا کرد ، ولی درونمایه های عطوفت و آسیب پذیری را در شخصیت وی به خوبی نشان داد و با این ترتیب یکی از عالی ترین بازی های سینمایی را ارائه کرد.
براندو هیچگاه احساس تحقیرش را نسبت به حرفه خود پنهان نکرده: شاید این تحقیر بیشتر متوجه جنبه تجاری صنعت سینماست تا خود بازیگری ، ولی این امر منجر به بی خیلی و نتیجتا چند کار خراب شده است:

Desiree دزیره 1954
چای خانه ماه اوت 1956
سایونارا 1957
قصه های شبانه 1964
و فیلم " کندی Candy " در سال 1968

بقیه توضیحات در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شایان در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 16:41 |
زندگی نامه جانی دپ


اطلاعاتی در مورد زندگینامه جانی دپ

جان کریستوفر دپ نام خود را به عنوان یکی از انعطاف پذیرترین فوق ستارگان عصر جدید هالیوود به ثبت رسانده است. بازیگری که هیچ گاه قابل پیش بینی عمل نمی کند و نقشهایی را می پذیرد که هم منتقدان و هم بینندگان را شگفت زده می کند.
دپ که در سن ۱۵ سالگی تحصیل را به هدف خوانندگی موسیقی راک رها کرده بود با نقل مکان به لس آنجلس و به لطف نیکلاس کیج با بازی در فیلم "کابوس خیابان الم" (۱۹۸۴) پا به عرصه سینما گذاشت. هنرنمایی در مجموعه تلویزیونی "خیابان ۲۱ جامپ" (۱۹۸۷) او را به مرز ستارگی رساند.
تیم برتن کارگردانی بود که با استفاده از جانی در فیلم "ادوارد دست قیچی" (۱۹۹۰) توانایی های او را به رخ جهانیان کشید. این دو در فیلم "اد وود" (۱۹۹۴) یک بار دیگر نیز با هم همکاری کردند و تحسین همگان را برانگیختند.
عده بسیاری معتقدند تنها دپ می توانست نقش کاپیتان جک اسپارو را در فیلم "دزدان کارائیب: نفرین مروارید سیاه" (۲۰۰۳) آن طور که باید ایفا کند.
آخرین اثر جانی دپ هم اکنون از همین مجموعه می باشد که فروش قابل توجهی تا کنون داشته.
جانی دپ در سال ۱۹۸۳ با لوری آنی الیسن ازدواج کرد و دو سال بعد از هم جدا شدند. او هم اکنون همسر ونسا پارادیس خواننده و بازیگر فرانسوی می باشد که صاحب دو فرزند نیز می باشد.
بقیه توضیعات در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط شایان در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 18:56 |